- 2 آگوست 2025
- 16 نظر
- دانلود آهنگ جدید
اعلان جنگ خاموش با ایران

راهگذرهای «زنگزور» و «داود»، پروژههایی زیرساختی با ماهیتی ژئوپلیتیکیاند که آرام و بیصدا در حال محاصره موقعیت ترانزیتی ایران و بازتعریف نقشه قدرت در منطقهاند که در این جنگ، ابزار اصلی نه تسلیحات نظامی بلکه زیرساختهای لجستیکی و خطوط ارتباطیاند.
در حال حاضر، تحولات زیرساختی و ترانزیتی در منطقه غرب آسیا و قفقاز جنوبی، وارد مرحلهای تعیینکننده شدهاند.
کارشناس مسائل منطقهای، ابراهیم مجید معتقد است که ظهور دو پروژه راهبردی با عناوین «راهگذر زنگزور» و «راهگذر داود» میتواند معادلات اقتصادی ایران را در ابعاد منطقهای و حتی جهانی دگرگون کند.
این دو راهگذر که در ظاهر پروژههایی لجستیکی و توسعهای هستند، درعمل نقش ابزارهای ژئواستراتژیک برای بازتعریف مسیرهای تجارت انرژی و کالا در منطقه را ایفا میکنند و در این مسیر، موقعیت ایران را بهعنوان یکی از شاهراههای سنتی ارتباط شرق و غرب به چالش میکشند.
زنگزور؛ حذف تدریجی ایران از مسیرهای تجاری اوراسیایی
راهگذر زنگزور که از استان سیونیک ارمنستان عبور کرده و جمهوری آذربایجان را به جمهوری خودمختار نخجوان و سپس به خاک ترکیه متصل میکند، در ظاهر پروژهای توسعهگرا و ترانزیتی است اما در باطن، حامل پیامهایی راهبردی است که بهطور مستقیم اقتصاد ترانزیتی ایران را هدف قرار داده است.
نقش سنتی ایران بهعنوان یکی از گذرگاههای امن و ارزان برای ترانزیت انرژی و کالا بین آسیای مرکزی، چین، قفقاز و اروپا، همواره یکی از مولفههای کلیدی در جایگاه منطقهای این کشور بوده است.
با تکمیل راهگذر زنگزور، این نقش بهشدت کاهش مییابد زیرا ارتباط مستقیم آذربایجان با ترکیه و فراتر از آن، با اروپا، بدون نیاز به عبور از خاک ایران ممکن خواهد شد.
از منظر اقتصادی، مهمترین پیامد این پروژه، کاهش درآمدهای حاصل از ترانزیت و تضعیف موقعیت ایران در پروژههایی مانند ابتکار کمربند و راه چین است. همزمان، این راهگذر به ترکیه و آذربایجان امکان میدهد تا در نقش بازیگران مستقل بازار انرژی اوراسیا ظاهر شوند و با حذف ایران از مسیر خطوط لوله و شبکه ریلی، قدرت چانهزنی آن را در بازار منطقهای تضعیف کنند.
معماری موازی برای دور زدن ایران از غرب
در غرب ایران، پروژهای موازی با عنوان غیررسمی «راهگذر داود» در حال شکلگیری است. این مسیر، از اراضی فلسطین اشغالی آغاز شده و از طریق اردن و جنوب سوریه به عراق و بهویژه منطقه کردستان عراق امتداد مییابد. اگرچه در ظاهر این مسیر بیشتر جنبههای امنیتی و نظامی دارد اما زیرساخت آن بهگونهای طراحی شده که بتواند در آینده به یک کریدور اقتصادی جایگزین برای دسترسی به بازارهای عراق، سوریه و حتی خلیج فارس بدل شود.
به لحاظ اقتصادی، این مسیر مزایایی برای اسرائیل و متحدان آن دارد: امکان صادرات کالا، تجهیزات، و حتی خدمات فنی به منطقهای که تاکنون به دلایل ژئوپلیتیکی از دسترس آنها خارج بوده است.
از سوی دیگر، حضور اسرائیل و شرکتهای وابسته به آن در اقلیم کردستان عراق، بهویژه در حوزه انرژی، با این راهگذر تقویت میشود؛ بدون آنکه ایران یا دولت مرکزی عراق نقشی در مدیریت منابع داشته باشند.
ضعف ساختاری اقتصاد سوریه و شکنندگی ساختار حاکمیتی عراق، اجرای این مسیر را ممکن ساخته است.
تقاطع اقتصاد و ژئوپلیتیک؛ معماری هماهنگ برای مهار ایران
هرچند این دو راهگذر از لحاظ جغرافیایی جدا از یکدیگرند اما طراحی عملکرد آنها نشان میدهد که ما با یک نقشه هماهنگشده برای بازطراحی مسیرهای تجاری منطقه مواجه هستیم.
زنگزور در شمال، زیرساختهای ترانزیتی ایران را در مسیر اوراسیایی به حاشیه میراند و داود در غرب، پنجره نفوذ ایران به شامات و عراق را با سازوکاری نظامی-اقتصادی مسدود میکند.
جنگ زیرساختی علیه ایران
این معماری دوگانه، در واقع گویای شکلگیری نوعی جنگ زیرساختی پنهان علیه ایران است؛ جایی که مسیرهای حملونقل، خطوط لوله، راهآهن و مناطق ویژه اقتصادی، به ابزاری برای منزویسازی یک کشور تبدیل میشوند. ایران اکنون با تهدیدی روبهروست که نه در میدان نبرد نظامی، بلکه در صفحه شطرنج تجارت جهانی طراحی شده است.
اقدامات ایران؛ تلاش برای بازیابی موقعیت با ابزارهای جایگزین
در برابر این روند، جمهوری اسلامی ایران نیز بیکار ننشسته است. تلاش برای توسعه راهگذر بینالمللی شمال-جنوب (INSTC)، تقویت بنادر جنوب شرقی مانند چابهار، اتصال ریلی به آسیای مرکزی و گسترش همکاریهای اقتصادی با روسیه و چین، بخشی از راهبرد تهران برای حفظ موقعیت ژئواکونومیک خود است.
اما چالش اینجاست که پروژههای ایران اغلب دچار تاخیر، کمبود سرمایهگذاری خارجی و ضعف در هماهنگی بیننهادی هستند. این در حالی است که راهگذرهای رقیب با حمایت همهجانبه بازیگران منطقهای و جهانی، با سرعت بیشتری به مرحله اجرا رسیدهاند یا در حال نهاییشدن هستند.
نبردی خاموش در دل زیرساختها
آنچه امروز در قالب دو مسیر ترانزیتی در شمال و غرب ایران رخ میدهد، بهمراتب فراتر از یک رقابت زیرساختی است. این دو راهگذر، نمادهایی از اقتصاد ژئوپلیتیک نوینی هستند که در آن خطوط ریلی، راهگذرهای گازی و مسیرهای جادهای، جای تانکها و ناوها را در معادلات فشار گرفتهاند.
برای ایران، اگر بازتعریف نقش منطقهای در این نظم جدید بهدرستی صورت نگیرد، تضعیف اقتصادی نه از طریق تحریم، بلکه از مسیر حذف تدریجی از شبکههای زنجیره تامین منطقهای و جهانی رخ خواهد داد. این تهدید، شاید خاموش و تدریجی باشد اما در نهایت به همان اندازه مخرب است./ فارس

لطفا نظر خود را بنویسید
مرگ بر امریکای جهانخوار حامی و شریک جرم اسرائیل اشغالگر صهیونیستهای غاصب فاسد دزد جنایتکار
این که یه شعاره یه حرف کارامد و به درد بخور بزن
در کتابهای تازیخ خواندم که وقتی ایران را از طریق این کریدورها تحت فشار قرار میدن، ی در گیریهایی هم در متطقه ایجاد می کنند، تا بتواتند باعث جداسازی برخی از شهرهای مورد نظرشان شوند. مثلا قسمتهایی در جنوب ایران یا شمال یا شرق و یا غرب مثل همان هفده شهر قفقاز. یا فکر کنم بحرین را که متاسفانه شاه به باد داد و ......
بحرین زمان قاجار از دست رفت ..
بحرین درزمان اون دوتا مزدور پدرو پسر پهلوی ازاین جغرافیا جدا کردن قاجار بتنهای ۱۲ سال باابرقدرت جهان جنگید ابرقدرتی که ناپلون یک سال دوام نیاورد وشکست خورد بله تا کی سانسور تاکی سیاهنمایی پهلوی ساخته وپرداخته غربیها بودن
بحرین در زمان قاجار ابتدا به آشغال پرتقالی ها و تحت کنترل و سیطره پرتقالی ها در آمد بعد از پرتقال بحرین تحویل بریتانیا انگلستان شد برای چند دهه تحت کنترل انگلستان بریتانیا قرار گرفت ... قاجار بدترین سلسله پادشاهان را داشت فقط آقا محمد خان قاجار بنیانگذار سلسله قاجار خدماتی به ایران کرد البته در گرجستان کنونی و کرمان هم جنایات زیادی مرتکب شد که ثبت تاریخ شد
بحرین در زمان قاجار از دست رفت ابتدا بحرین زیر پرچم پرتقالی ها و سپس تحت سلطه و کنترل بریتانیا قرار گرفت در واقع بحرین از دست رفته بود بله در زمان محمد رضا شاه پهلوی بطور رسمی و همیشگی از دست رفت یعنی سند بحرین را در زمان پهلوی از دست دادیم تاریخ را باید بدون بغض و کینه ورق زد باید صادق باشیم در نگاه تاریخی ..
بحرین در زمان قاجار تحت قیمومیت انگلستان قرار گرفت و زمان شاه آخر و معدوم پهلوی از ایران کاملا جدا شد و ظاهراً مستقل شد تا منافع استعمار خبیث بریتانی تامین شود . شاه خائن و مزدور و دستنشانده باعث این ننگ شد .
برخلاف بسیاری که فکر میکنن فن آوری اتمی کشور ایران ازبین رفته باید گفت به جز چند سوله از کارخانه های هسته ایی کشور؛ بیشتر تاسیسات هسته ایی هنوز سالم ومشغول به کار هستن. اگر غیر این هست وانرژی اتمی ازبین رفته پس چرا آمریکا و اروپا خواهان مذاکره برای فعالیت های هسته ای با ایران هستن!؟
۴۵ سال برای حفظ انرژی هسته ای هزینه کردیم و تنها در یک شب نابود شد. سیاست مداران باید با هوشیاری مشکلات را حل کنند اگر شمشیر از رو بسته شود نتیجه می شود جنگ اخیر و نابودی سایت های هسته ای. در این مورد هم باید با هوشیاری مسئله را حل کنند و سعی کنند قوای نظامی و تسلیحاتی خود را رونق دهند و دست از شعاری بی پایه و اساس بردارند.
بسم الله الرحمن الرحیم انسانهای عالم و عقلمدار هرگز به دنبال خیل پردازی نیستند و همواره عمیق در تمام مسائل و مشکلات پیش رو میاندشند و دیگران بناچار دنباله رو آنها هستند سیستم اصلی حرکتی و گذاره این مطالب راه گشای اصلی میباشددر سراشیبی سقوط سرعت گرفته است و این امری نیست که با دیدن یک خواب آشفته تغییر نماید این امریست که در اولین کتاب آسمانی اشاره به آن شده و در تمام کتابهای آسمانی بعدی نه فقط اشاره بلکه مهر رو موم گردیده که سقوط انجام خواهد شد این امر است که متظادان و مخالفان امرش هرگز امکان جا به جا شدن این مهم را نخواهد داشت و سقوط این گرینه که تمام امور جهان دردست اوست آنچنان اثر عمیقی در تمام کشورهای جهان خواهد گذاشت که تمام گذارهای جهان را زیرو رو خواهد نمود و سیستم حرکتی ملتهای جهان را بطور کلی در راه و روشی هدایت خواهد نمود که دست بر سینه و رد هر ناموازی نظر اعتقادی را براحتی کنار خواهد زد. وسلام سیدعبدالعزیز
این را توجه داشته باشید ایران ده کوره نیست هر موقع لازم باشه جفت گذرگاهها را به خرابه تبدیل میکنه
هر چیزی رو با جنگ نمیشود بر طرف کرد برخی مسایل راه حل های سیاسی و ملی دارد ، جنگ همیشه مرحله آخر ...
دشمنی را خوب یاد گرفتیم .بابا جنگ چیه؟ احداث کریدور تضاد منافع اقتصادی است کشورها از جمله ارمنستان با درنظر گرفتن منافع خود کریدوری میسازند البته از نظر اقتصادی به ضرر ماست اما دخالت ما به هر دلیلی موجه نیست ما چرا بخشی از آن نباشیم. آذربایجان دوست ترکیه و ترکیه بغل گوشمان و عضو ناتو است با احداث کریدور چیز جدیدی اتفاق نمیافتد
کاملا مشخصه امثال علیف واردغان مجری و نوکر جلادان تاریخ امثال رژیم صهیونسیتی و آمریکا وانگلیس هستند . حالا وظیفه هر ایرانی وطن دوست چیست ؟ قطعا باید جلوی این نجاستخواران کثیف بایستیم . دنیا آنقدر ارزشمند و عمرها هم پا بر جانیست که انسان تن به هر ذلتی بدهد .
" ظاهرا پروژه اقتصادی.... و باطنا ضربه زدن به ایران... اعلان جنگ خاموش با ایران... و..." این توجیهات آبکی آنهم برای تشویش اذهان عمومی چیه؟! دنیای اقتصاد و تلاش هر کشور برای بهبود وضعیت اقتصادی خودش. حالا هر کی برای تبلیغ شخصی اظهار فضل میکنه.